محل تبلیغات شما



 

 یکی از ابعاد محیط آموزشی عوامل فیزیکی هست که در ایجاد انگیزه و اشتیاق به آموزش نمی‌توان از تأثیرات آن غافل شد، عوامل فیزیکی مربوط به محیط‌های آموزشی و جاذب بودن آن‌ها در قسمت‌هایی به شرح ذیل دسته‌بندی و تبیین شده است.

1 - نور و عوامل مربوط به آن مانند میزان و شدت نور، نوع نور( طبیعی یا مصنوعی) ؛

2- ابعاد ظاهری کلاس شامل دیوار، درب و کف کلاس، سرانه مساحت و سرانه فضا؛ رنگ

3- و تأثیر آن بر آموزش و محیط‌های آموزشی؛

4-حرارت و تهویه کلاس؛

5- صدا و عوامل مربوط به آن؛

6-سازمان‌دهی و آرایش کلاس

الف) ابعاد ظاهری کلاس در ارتباط با چگونگی ویژگی‌های سطوح و ابعاد ظاهری کلاس، به‌طورکلی می‌توان گفت که دیوارهای کلاس باید خشک، بدون درز، صاف و حداقل تا متر 1/1ارتفاع قابل شستشو بوده و بهتر است از سنگ باشد .دیوار کلاس‌ها باید ساده باشد تا گردوغبار روی آن جمع نشود. کف کلاس‌ها باید قابل شستشو، مسطح و بدون درز بوده، لغزنده و مرطوب نباشد .این نکات در مورد سقف نیز باید رعایت شود. رنگ نیز باید موردتوجه قرارگیری و در رنگ‌آمیزی کلاس باید از رنگ‌های آرامش‌بخش استفاده کرد .رنگ دیوارها بهتراست قابل شستشو باشد. بنابراین، سطوح دیوار و سقف کلاس باید دارای رنگ‌های روشن و کف کلاس بهتر است به رنگ تیره باشد( غلامی، 1390).

ب)رنگ‌آمیزی و تأثیر آن آموزش و محیط‌های آموزشی انسان پدیده‌های اطراف خویش را همراه بارنگ مشاهده می‌کند و نسبت به آن‌ها واکنش نشان می‌دهد .رنگ‌ها هر یک حاوی پیامی خاص به بینندگان هستند که این موضوع از قدیم‌الایام موردبررسی و تحقیق روان شناسان بوده است. در مدارس، رنگ فضاها و تجهیزات آموزشی به دلیل شرایط سنی و روحی کودکان و نوجوان از حساسیت بیشتری برخوردار است زیرا این امر در شادابی، نشاط، آرامش روانی،تحرک و تلاش دانش‌آموزان تأثیرگذار بوده و فرآیند یادگیری را افزایش می‌دهد. هم چنان‌که می‌تواند زمینه کسالت، خمودگی، بی‌تحرکی،عصبانیت، اضطراب و افسردگی آنان را فراهم آورد( ماهون،2010).

برای بهره‌وری مطلوب از رنگ باید شرایط سنی، جنسیت و کارکرد هر یک از فضاها موردتوجه قرار گیرد .پیشنهاد استفاده از یکرنگ خاص برای مدارس سراسر کشور امکان‌پذیر نیست زیرا شرایط اقلیمی گوناگون و تفاوت وضعیت آب و هوایی در استان‌ها و مناطق،ضرورت استفاده از رنگ‌های گوناگون را اجتناب‌ناپذیر می‌سازد .برای رنگ‌آمیزی دیوارهای داخلی کلاس‌ها اغلب از رنگ‌های آرام مانند کرم و بژ استفاده می‌شود .برای راهروها و راه‌پله‌ها می‌توان از رنگ‌های سرد و آرام مانند آبی و سبز کم‌رنگ استفاده کرد. این رنگ‌ها در کنترل هیجانات روحی تأثیر به سزایی دارند و علاوه بر آرامش محیط، از حوادث احتمالی دانش‌آموزان نیز می‌کاهد(کلی،2009).

در سالن‌ها، فضاهای ورزشی و اماکن صرف غذا باید از هماهنگی رنگ‌های کرم مانند( قرمز، نارنجی و زرد )استفاده شود .در سرویس‌های بهداشتی به لحاظ ویژگی‌های فضای آموزشی، استفاده از رنگ سفید مناسب‌تر است. وجود این رنگ و لطمه پذیری آن در اثر کم‌ترین آلودگی حداقل هشداری است که مسئولان نظافت فضاهای آموزشی را مجبور به کنترل و نظافت مستمر خواهد کرد(ماهون،2010).

ج)حرارت و تهویه کلاس یکی دیگر از عوامل تأثیرگذار بر یادگیری، تجهیزات مناسب برای تولید گرما و سرماست که کم‌توجهی به آن می‌تواند سبب افت در یادگیری و آسیب‌های جانی شود. بر اساس گزارش مؤسسه استاندارد ایران، حرارت -16 درجه سانتی گراد برای کلاس درس مناسب بوده و وجود جریان هوا برای آن ضروری است .اگر هوای محیط بیش‌ازاندازه گرم باشد، بر مکانیسم تنظیم حرارت بدن فشار وارد آمده و بازده فعالیت‌های فیزیکی و مغزی کاهش خواهد یافت .بنابراین، مشاهده می‌شود که وضعیت حرارت در کلاس، عاملی است که بر چگونگی فعالیت فراگیران و درنتیجه یادگیری آنان اثر می‌گذارد(کرافت، 2008).

در تحقیقی که در دانشگاه هاروارد روی دانش‌آموزان مدارس ابتدایی درزمینه هوای لازم صورت گرفت، مشخص شد که اگر فعالیت افراد زیاد شود، میزان هوای لازم از مقدار هوای ضروری در حالت عادی زیادتر خواهد بود .ضمناً هوای کلاس معمولاً سه تا پنج مرتبه در هر ساعت باید تعویض شود زیرا هوای داخل اتاق نباید بیش از یک درصد دی‌اکسید کربن داشته باشد(کرافت،2008).

درجه حرارت مناسب برای کلاس درجه سانتی‌گراد است و به‌طورکلی، سیستم‌های حرارت مرکزی بهترین وسایل برای تأمین و کنترل حرارت موردنیاز هستند. ازآنجاکه در همه مدارس ما امکان داشتن این سیستم‌ها هنوز موجود نیست، جهت تأمین گرمای مناسب در کلاس‌ها بهتر است از بخاری‌های گازی با لوله‌های بلند استفاده شود .برای داشتن رطوبت مناسب می‌توان از ظروف بزرگ آب بر روی بخاری استفاده کرد (هافمن،ک1384).

د)صدا و متغیرهای مربوط به آن صدا نیز به‌عنوان یکی از عوامل مهم تأثیرگذار بر یادگیری محسوب می‌شود. بااینکه گاهی صداهای بیرون از کلاس به داخل کلاس راه می‌یابد، دانش‌آموزان قدرت شنوایی خود را در اختیار صدای معلم قرار داده و فقط مطالبی را به مغز راه می‌دهند که از معلم می‌شنوند.  دانش‌آموزان قدرت شنوایی خود را در اختیار صدای معلم قرار داده و فقط مطالبی را به مغز راه می‌دهند که از معلم می‌شنوند. اگر صداهای بیرون از کلاس بر صدای معلم تفوق یابد، در این صورت فراگیران ناخواسته قدرت شنوایی خود را در اختیار صداهای بیرون نهاده یا حداقل به هیچ‌کدام از صداها حتی به صدای معلم نیز گوش فرا نمی‌دهند .غالباً در این مواقع آشفتگی در فراگیران به وجود می‌آید و اهمیت موقعیت مکانی کلاس در اینجا مشخص می‌گردد .عواملی که بر قابلیت شنوایی افراد تأثیر می‌گذارند، عبارت‌اند از شکل: اتاق، وسایل اتاق، وضعیت منبع صدا و زمان برگشت صدا که این عوامل نیز در زمان ساخت فضای آموزشی باید موردتوجه خاص قرارگیری.(جعفری،1389).


 

1- شخصیت : مطالعات نشان می‌دهد که ابعاد شخصیت افراد بر شادمانی آن‌ها تأثیر دارد. دو بُعد شخصیت (درون‌گرایی و برونگرایی) ازنظر برخی کارشناسان، از اهمیت بیشتری برخوردار‌است.دنیو و کوپر (1998) و آرجیل، مارتین و لو(1995) در مطالعات مختلف، همبستگی درون‌گرایی، برونگرایی و شادی را 22% و 45% گزارش کردند. کاستا، مک کرا و نوریس (1987) نیز با انجام یک پژوهش طولی گزارش کردند که برونگرایی می‌تواند وجود عاطفه مثبت و شادیِ 17 سال بعدِ فرد را پیش‌بینی کند. ارتباط شادی و برونگرایی آن‌قدر مسلّم و قوی است که برخی صاحب‌نظران، ارتباط برونگرایی و شادمانی را با ارائه فرضی وجود ژن شادمانی توضیح می‌دهند(.(Lupri & Freideres, 1999

2-عزت‌نفس: از عواملی است که بر میزان شادمانی افراد تأثیر زیادی دارد. وارت (2001) عزت‌نفس را اساسی‌ترین عامل شادی می‌داند و ویلسون 15(1967) گزارش کرده که عزت‌نفس یکی از مهم‌ترین پیش‌بینی کننده‌های شادی است. تأثیر این عوامل در شادمانی به‌قدری زیاد است که آرجیل (2001) به‌عنوان یکی از صاحب‌نظران روانشناسی شادی، آن را جزء جدایی‌ناپذیر شادی می‌داند.

3- سرمایه اجتماعی: ریچاردز (2000) سرمایه اجتماعی یا همبستگی را چگونگی شبکة روابط اجتماعی، دوستی ها، احساس کنترل شخصی و اعتماد اجتماعی می‌داند. به اعتقاد او، سرمایه اجتماعی بیش از سرمایه انسانی(سطح تحصیلات، درآمد، موقعیت اجتماعی و.) بر میزان شادمانی افراد جامعه تأثیر می گذارد. پژوهش‌ها نشان می‌دهند افرادی که ازنظر روابط اجتماعی، مهارت بیشتری دارند و بهتر می‌توانند با مردم رابطه برقرار کنند، شادتر از افرادی هستند که ازنظر مالی غنی ترند، ولی روابط اجتماعی مطلوبی ندارند.(میر شاه جعفری و همکاران، 1381)

4-  فعالیت‌های اوقات فراغتفعالیت‌های اوقات فراغت منبع بسیار خوبی برای ایجاد شادمانی هستند. بندورا  (1977) شادی‌بخش بودن فعالیت‌های اوقات فراغت را این‌گونه تفسیر می‌کند که وقتی افراد به این نوع فعالیت‌ها می‌پردازند، در حال انجام کاری هستند که می‌توانند آن را به‌خوبی انجام دهند یا لااقل تصوّر می‌کنند که توانایی انجام آن رادارند. بنابراین، سعی می‌کنند هر چه بیشتر به این فعالیت‌ها بپردازند و درنهایت، بر میزان شادی در آن‌ها افزوده خواهد شد.

یکی از فعالیت‌های اوقات فراغت موسیقی» است. مریام (1964) نقش‌هایی را برای موسیقی قائل است؛ ازجمله اینکه در ابراز احساسات، تأیید و تصدیق اجتماعی و آیین‌های مذهبی، موسیقی می‌تواند در انسان احساس آرامش ایجاد کند و خستگی و اضطراب را کاهش دهد.(Argyle, 1998))یکی دیگر از فعالیت‌های اوقات فراغت که باعث شادمانی فرد می‌شود، ورزش است. ورزش به دلیل سرعت بخشیدن به فعالیت دستگاه گردش خون و دستگاه تنفس، عضلات را تقویت می‌کند و فرد به دنبال تقویت جسمانی، احساس بهتری می‌یابد. به نظر بیدل و موتریه20 (1996)، ورزش علاوه بر کاهش افسردگی و اضطراب، عزت‌نفس را در فرد تقویت می‌کند و موجب افزایش شادی او می‌شود.

5- وضعیت اقتصادی و رضایت شغلی: به نظر می‌رسد شادمانی انسان با افزایش ثروت افزایش می‌یابد و کاهش ثروت، شادی را می‌کاهد. داینر و لوکاس21 (1999) چنین گزارش کرده‌اند که مردم کشورهای ثروتمند از مردم کشورهای فقیر شادترند؛ اما مایرز (2000) بیان می‌کند که بین سطح درآمد و شادی در میان مردم همبستگی ضعیفی وجود دارد.

آرجیل (1998) معتقد است بین درآمد و شادمانی، ارتباط مثبت وجود دارد؛ اما این ارتباط در بین اقشار کم‌درآمد بیشتر است؛ یعنی درآمد تااندازه‌ای نیازهای مادی افراد را برطرف می‌کند و بر شادمانی تأثیر دارد، ولی درآمد بیش‌ازحد موردنیاز، شادمانی را افزایش نمی‌دهد. سی کزنت می هالی (1997) در رابطه بااینکه چرا پول به‌تنهایی شادی نمی‌آورد، معتقد است شاید ثروت برای زندگی مفید باشد، اما انسان نیازهای دیگری نیز دارد که نمی‌توان آن‌ها را با پول خرید. باید توجه داشت که وجود بیکاری در جامعه، حتی برای انسان‌هایی که به کار اشتغال دارند نیز استرس‌آور و شادمانی زدا هست. بلنچ فلور (1991) یکی از دلایل این امر را ترس از بیکار شدن می‌داند.

6- سلامت: سلامت و شادمانی با یکدیگر در ارتباط‌اند. سالوی، راتمن، دتولر ، دولر و استوارد (2000) معتقدند که عواطف مثبت به‌خصوص شادی، فعالیت‌های قلبی- عروقی و سیستم ایمنی بدن را بهبود می‌بخشد. پنین کس (2000) در پژوهشی نشان داد هیجان‌های مثبت می‌تواند افراد را در مقابل عوامل استرس‌زا محافظت کند و خطر مرگ را کاهش دهد.

7- وضعیت تأهل: شادمانی بزرگسالان ارتباط زیادی با وضعیت تأهل دارد. داینر و لوکاس(1999) معتقدند که افراد متأهل نسبت به کسانی که هرگز ازدواج‌نکرده‌اند یا جداشده‌اند یا همسر خود را ازدست‌داده‌اند، بیشتر احساس شادی و شادمانی می‌کنند.

8- اعتقادات مذهبی: یکی از عوامل مؤثر در ایجاد شادمانی، ایمان مذهبی است. ازآنجاکه فردِ باایمان دارای ارتباط و اعتقادات معنوی است، لذا کمتر احساس رهاشدگی، پوچی و تنهایی می‌کند. روانشناسان معروفی ازجمله: جیمز(1985)، آلپورت(1950) و یونگ(1969) به نقش و تأثیر مذهب بر زندگی افراد پرداخته‌اند و آن را مهم می‌دانند(رجایی و همکاران، 1388). پارگامنت و ماهونی (2002) مهم‌ترین عامل در شادمانی روان‌شناختی را انتخاب داوطلبانه مذهب می‌دانند.

همچنین بسیاری از پژوهش‌ها از رابطه دین با عواطف مثبت و شادی در زندگی حکایت دارند. مایرز (2000) در بررسی خود به این نتیجه رسید که افراد معنوی‌تر از شادی بیشتری برخوردارند. سلیگمن (2000) اظهار می‌دارد افرادی که امور مذهبی را به‌جا می‌آورند، شادتر از سایر اشخاص هستند. به‌طورکلی، بسیاری از نظریه‌پردازان، راه رسیدن به شادکامی و خوشبختی روان‌شناختی را در پرتو توجه به ارزش‌ها و هدف‌های معنوی، نیازهای بنیادی، معنادار بودن و هدفمندی زندگی، عشق و علایق دینی و الهی می‌دانند.(Reiss, 2001; Ryan & Deci, 2000; Myers, 2000)

مزیدی و استوار (2006) نیز در بررسی اثر دین اسلام بر سلامت روانی جوانان ایرانی، تأثیر معنادار این دین را بر کاهش نشانه‌های مرضی و جسمانی گزارش کرده‌اند. پژوهش‌های ازهارت و دراپ (1994) نیز تأثیرات مثبت دخالت دین را در معالجه بیماران مسلمانی که دچار اختلال‌های ناشی از اضطراب بودند، نشان داده است.

اسلام که دین فطرت و طبیعت است نیز پیوسته مریدان خود را به شادی‌های مثبت و سازنده دعوت می‌کند. در دستورات آسمانی دین اسلام نکته‌های ارزشمندی در خصوص ایجاد شادی و نشاط آمده است. این شادی گاهی برای خود آدمی است و زمانی برای دیگران. این‌همه ثواب که برای تبسّم زدن بر دیگران ذکرشده و سفارش‌هایی که برای پوشیدن لباس‌های شاد و استعمال بوی خوش، دیدار با دوستان، نظافت و پاکیزگی، مسافرت و تفریح، حضور در طبیعت، زدودن کینه و حسد از دل و شوخ‌طبعی و مزاح و. مطرح‌شده است، همه برای ایجاد شادی و راندن غم و اندوه از دل مؤمنان است.(طریقه دار، 1380، ص 20)این موضوعات، مکرراً درآیات و احادیث مورد تأکید قرارگرفته است که در ذیل به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود.

حضرت علی(ع) می‌فرمایند: السرور یبسط النفس و یثیرو النشاط»؛ شادمانی باعث انبساط روح و برانگیختن وجد و نشاط است.(محمدی ری‌شهری، 1362، ص 2449)امام رضا(ع) می‌فرمایند: کوشش کنید اوقات روز شما چهار ساعت باشد: ساعتی برای عبادت و خلوت، ساعتی برای تأمین معاش، ساعتی برای معاشرت با برادران و ساعتی را هم به تفریحات و لذایذ خود اختصاص دهید و در مسرّت و شادیِ ساعات تفریح، نیروی انجام وظایف اوقات دیگر را تأمین کنید(مجلسی، 1403، ج17، ص 321، روایت سوم). در این حدیث علاوه بر اهمیت دادن به شادی و سرور، به تأمین معاش یا کار و اوقات فراغت و روابط اجتماعی هم اشاره‌شده است که از عوامل موثّر بر شادمانی هستند.


 

شادکامی، خوشحالی، خرسندی و خشنودی کلماتی هستند که ازنقطه‌نظر ادبی، تقریباً دارای بار معنایی مشترکی  می‌باشند، اما از دیدگاه روان‌شناختی هرکدام پیام متفاوتی را ارائه می‌دهند. آنچه در این مقاله بررسی می‌گردد، توصیف و تحلیل شادکامی از سه دیدگاه کاملاً متفاوت فرهنگی، ادبی
وعلمی است. از هنگامی‌که مارتین سلیگمن رویکرد "روان‌شناسی مثبت نگر" را به‌جامعه روان‌شناسی معرفی نمود، تنها ده سال می‌گذرد و در این مدت کوتاه شاهد به وجود آمدن یک مکتب جدید با نظریه‌ها، پدیده ها و مفاهیم مختلف بوده ایم. اگرچه این مفاهیم و اصطلاحات امروزی از ابتدای پیدایش دانش بشری، توسط فیلسوفان و دانشمندان یونانی، هندی و ایرانی مورد بحث و چالش بسیار قرارگرفته اند، اما سلیگمن و همکارانش با استفاده از روش علمی و طبقه بندی مفاهیم توانستند مجموعه کاملی از این کلمات را در یک مکتب جدید فکری با عنوان رویکرد مثبت نگر معرفی نمایند. بنابراین آنچه که امروز در نظریه‌های روان شناسی مثبت نگر غرب، در مورد شادکامی، امید، خوش‌بینی، رضایت مندی، نوع دوستی، سعادت و عشق می بینیم، پدیده ها و کلمات جدیدی نیستند که در ادبیات و فلسفه اصیل ایرانی نوظهور باشند. بنابراین با بررسی اجمالی اشعار شاعران پارسی ازجمله حکیم خیام نیشابوری به سهولت می‌توان به درستی این امر پی برد. فرزانه نیشابور که در اصل ریاضیدان و اخترشناس بود، در آفرینش رباعی، شاعری بی همتا هست. خیام در رباعیاتش بارها از کلمات شادمانی، خوشی و شادی استفاده نموده است و شاد زیستن در تمام لحظات زندگی را فلسفه آفرینش می‌داند.


 

  جاده نشاط و شادابی یکی از موثر ترین راه ها برای افزایش بهداشت روانی در جامعه است مدرسه به‌عنوان یک نهاد می‌تواند با بوجود آوردن زمینه ها و برنامه‌هایی باعث هرچه شاداب کردن جامعه شود. اگر در مدرسه شوق زندگی کردن بوجود آید خود به خود اثرگذار بر جامعه خواهد بود. انسان های شاد زندگی خود را تحت کنترل دارند مسئولیت پذیرند ، هدفمند هستند، دید مثبت به زندگی دارند. آینده نگر و امیدوارند و در مقابل مشکلات و سختی ها از پای نمی نشینند، قرآن دین اسلام را دین شادی معرفی نموده و مهم‌ترین عوامل شادی را محبوبیت ، مقبولیت و موفقیت ، ایمان، هویت ملی و فرهنگی، خلاقیت عارفانه و حل مسئله ذکر کرده است. روانشناسان شادی و شور و نشاط را محرک برای عمل می‌دانند و جامعه شناسان جامعه شاد را جامعه موفق می‌دانند . عواملی که می‌تواند باعث گسترش شادی شود در ابتدا خانواده است و سپس دیگر نهادها همچون مدرسه و نهادهای فرهنگی مذهبی می‌باشند که هر کدام به نوبه خود وظایفی دارند که در این مقاله سعی شده با توجه به تحقیقات انجام‌شده در این زمینه پیشنهادات کاربردی جهت ایجاد شور و نشاط در مدرسه ارائه گردد. رسالت بزرگ مدرسه تربیت شهروندانی بالغ، رشید، خودکارآمد، ساعی، نوع دوست و امیدوار به آینده وپرانرژی است. طبیعی است که آماده سازی محیط آموزشی مهم ترین بستر رسیدن به این وظیفه سازمانی وتربیتی است. محیطی که شامل تهیه محتوی آموزشی کاربردی، متناسب با استعدادها وذائقه دانش‌آموز، بکارگیری نیروی انسانی پرانرژی، فضای فیزیکی مناسب و برنامه عملیاتی منعطف ونهایتا با جدیت وپیگیری اجرا شود.


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

دانش آموزان دبستان شهید گلشنی